یادداشت|جنگ؛ تغییر در موازنه عملیات و آغاز فاز تشدید راهبردی
گروه: یادداشت | کد خبر: 125667 | تاریخ: ۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۴
به گزارش پیشگام اقتصاد، سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بینالملل و حوزه امنیت ملی در یادداشتی نوشت: از امروز، معادلات نبرد وارد مرحلهای تازه شده است. آنچه در روزهای ابتدایی مشاهده شد، نه نشانهی تردید، بلکه بخشی از یک الگوی مرحلهبندیشده عملیاتی بود؛ مرحلهای که در آن، طرف درگیر با ارزیابی میدان، تکمیل دادههای اطلاعاتی و اصلاح آرایش عملیاتی، خود را برای ورود به سطح بالاتری از درگیری آماده میکند.
برآورد پنج روز رصد مستمر میدان: تکمیل چرخه اشراف اطلاعاتی، ارزیابی نقاط ضعف و گلوگاههای عملیاتی دشمن، بازتنظیم طرحهای آفندی و پدافندی، ورود به مرحله تشدید کیفی و کمی عملیات
دکترین عملیات: ضربه به ستونهای ماشین جنگی دشمن
راهبرد اصلی، تمرکز بر سه رکن حیاتی توان رزمی دشمن است: انهدام ظرفیت شلیک و قدرت آفندی، هدف، کاهش توان تولید، هدایت و اجرای حملات دشمن در عمق منطقه است. کاهش نرخ عملیات تهاجمی دشمن در ساعات اخیر، نشانهای از فشار بر چرخه عملیاتی و لجستیکی آن است؛ هرچند میدان نبرد همواره پویا بوده و هر اقدام، با واکنش متقابل همراه است.
فروپاشی شبکه دیدهبانی و رهگیری
رادارها، سامانههای پدافندی، مراکز شنود و شبکههای اطلاعاتی، چشم و گوش هر ارتش مدرن هستند. اختلال در این شبکهها، زمینه را برای افزایش آزادی عمل نیروهای تهاجمی فراهم میکند. در جنگهای نوین، پیش از ضربه سنگین، نبردی خاموش برای کور کردن سامانه فرماندهی و کنترل آغاز میشود.
اصل طلایی نبرد مدرن
ضربه تعیینکننده زمانی وارد میشود که شبکه فرماندهی، رهگیری و پشتیبانی دشمن تحت فشار قرار گرفته باشد. ابتدا کور کردن میدان، سپس ورود قدرت آتش. نبرد پیچیده؛ ترکیب فریب، دقت و غافلگیری
یکی از ویژگیهای نبردهای جدید، استفاده همزمان از: عملیات فریب، تغییر الگوی حمله، چندلایه کردن موجهای تهاجمی، ترکیب توان موشکی، پهپادی و جنگ الکترونیک است. در چنین نبردی، هدف تنها اصابت به یک نقطه نیست؛ بلکه فرسایش تصمیمگیری، اختلال در فرماندهی و ایجاد فشار مستمر بر سامانه دفاعی دشمن است.
تنگه هرمز؛ نقطه ثقل جنگ ژئواکونومیک
تنگه هرمز همواره یکی از حساسترین نقاط راهبردی جهان بوده است. هرگونه افزایش ناامنی در این مسیر میتواند: بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد، هزینههای حملونقل دریایی را افزایش دهد، فشار اقتصادی و سیاسی بر بازیگران منطقهای ایجاد کند؛ به همین دلیل، کنترل ریسک در این منطقه برای تمام طرفها یک اولویت راهبردی است.
جبهههای پیرامونی؛ گسترش میدان درگیری
در صورت گسترش نبرد، پایگاهها و زیرساختهای نظامی منطقهای میتوانند به بخش مهمی از معادله تبدیل شوند؛ زیرا شبکه حضور نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه، بر پایه زنجیرهای از: پایگاههای هوایی، مراکز لجستیکی، سامانههای پدافندی، خطوط انتقال و پشتیبانی عمل میکند.
پیام راهبردی چنین نبردی روشن است: هیچ پایگاهی در یک جنگ شبکهای، بهتنهایی جزیرهای امن نیست.
نبرد دریایی؛ مرحله حساس آینده
با افزایش فشار بر زیرساختهای زمینی و هوایی، اهمیت میدان دریایی افزایش مییابد. ناوگانهای دریایی، خطوط انتقال انرژی و مسیرهای تجاری، بخشی از معادله بازدارندگی و فشار متقابل خواهند بود.
جمعبندی راهبردی
جنگهای مدرن تنها با تعداد موشک و هواپیما تعیین نمیشوند؛ بلکه نتیجهی رقابت میان: اطلاعات، فرماندهی و کنترل فناوری، سرعت تصمیمگیری، توان تحمل فشار است. اکنون نبرد وارد مرحلهای شده که ابتکار عمل، مدیریت میدان و کنترل تصاعد درگیری، مهمترین عوامل تعیینکننده خواهند بود.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید