یادداشت|قدرت دفاعی ایران و بازدارندگی راهبردی
گروه: یادداشت | کد خبر: 132618 | تاریخ: ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱
به گزارش پیشگام اقتصاد، سعید شهرابی فراهانی، مدیر مرکز اندیشکده حکمرانی ،سیاستگذاری و مطالعات تمدنی شهید احمدی روشن در یادداشتی نوشت: جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل، بر ظرفیت دفاعی، توان بازدارندگی و بهرهگیری از تجربههای عملیاتی تکیه دارد. بمب سنگرشکن GBU-۵۷، با وجود قدرت نفوذ بالا، بهتنهایی تضمینکننده تحقق اهداف نظامی مهاجم نیست. ادعای دستیابی ایران به بقایا یا فناوری این سلاح نیازمند شواهد مستقل است؛ بااینحال، اصل ضرورت شناخت فناوری تسلیحات دشمن، افزایش تابآوری زیرساختها و تبدیل تجربه جنگی به ظرفیت دفاعی، بخشی اساسی از راهبرد امنیت ملی ایران محسوب میشود.
۱. محدودیت قدرت تهاجمی آمریکا
بمب GBU-۵۷ با وزن تقریبی ۱۳٫۶ تن، یکی از مهمترین تسلیحات آمریکا برای حمله به اهداف مستحکم زیرزمینی است. طراحی پیشرفته این سلاح نشاندهنده توان صنعتی و نظامی آمریکا در حوزه مهمات سنگین است؛ اما قدرت تخریب یک سلاح را نباید با توانایی تعیین نتیجه یک جنگ یکسان دانست. در محاسبات راهبردی، موفقیت نظامی تنها به اصابت مهمات یا میزان خسارت فیزیکی وابسته نیست، بلکه تحقق اهداف عملیاتی، پایداری نتایج و پیامدهای سیاسی و امنیتی نیز اهمیت دارند. از این منظر، برخورداری آمریکا از بمب سنگرشکن پیشرفته، به معنای برخورداری از آزادی عمل نامحدود در برابر ایران نیست. توان دفاعی، آمادگی ملی، پیچیدگی محیط عملیاتی و هزینههای گسترش درگیری، همگی در محاسبات هر مهاجم مؤثرند.
۲. تجربه جنگ دوازدهروزه و ضرورت ارزیابی دقیق
جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل در خرداد و تیر ۱۴۰۴، با مشارکت مستقیم آمریکا در حمله به تأسیسات هستهای ایران، اهمیت آمادگی دفاعی و ارزیابی واقعبینانه توان تسلیحاتی دشمن را برجسته کرد. درباره ادعای عملنکردن بخشی از بمبهای GBU-۵۷ و بهدستآمدن آنها بهعنوان غنیمت، باید میان روایتهای منتشرشده و اطلاعات تأییدشده تمایز قائل شد. گزارش سالانه اداره آزمایش و ارزیابی وزارت دفاع آمریکا، عملکرد ۱۴ بمب استفادهشده در عملیات را مطابق انتظار توصیف کرده است. بنابراین، ادعای عملنکردن نیمی از این مهمات، بدون شواهد مستقل بیشتر، قطعی نیست. بااینحال، ارزیابی تجربه جنگ نباید به گزارشهای طرف مهاجم محدود شود. بررسی مستقل میزان خسارت، آثار عملیاتی حملات و پیامدهای واقعی آنها، برای شناخت نقاط قوت و ضعف هر دو طرف ضروری است. درس راهبردی برای ایران آن است که تجربه جنگ باید به افزایش آمادگی، ارتقای شناخت تهدید و تقویت توان دفاعی منجر شود؛ نه صرفاً به بازتاب رسانهای رویدادها.
۳. شناخت فناوری دشمن؛ مؤلفهای از قدرت ملی
اگر بقایای یک سلاح پیشرفته در اختیار ایران قرار گیرد، بررسی علمی آن میتواند از منظر اطلاعاتی و فناورانه ارزشمند باشد. شناخت مواد، ساختار و برخی ویژگیهای فنی تسلیحات خارجی، در صورت فراهمبودن نمونه و امکانات تخصصی، میتواند به توسعه دانش دفاعی کمک کند. بااینحال، بازیابی بقایا با دستیابی کامل به فناوری ساخت تفاوت دارد. ادعای دسترسی ایران به فناوری کامل GBU-۵۷، به شواهد فنی مستقلی نیاز دارد و نباید بدون مستندات کافی، دستاوردی قطعی معرفی شود. قدرت فناورانه پایدار زمانی شکل میگیرد که دانش تخصصی، توان مهندسی، زیرساخت صنعتی و ظرفیت آزمون و ارزیابی در کنار یکدیگر توسعه یابند. از این منظر، شناخت فناوریهای دشمن باید بخشی از تلاش مستمر برای افزایش خوداتکایی و کاهش وابستگی راهبردی باشد.
۴. بازدارندگی ایران؛ فراتر از یک سلاح
بازدارندگی مؤثر ایران بر مجموعهای از قابلیتها و عوامل استوار است. توان دفاعی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تابآوری ملی، ظرفیت صنعتی، آمادگی نیروهای مسلح و توان پاسخگویی به تهدیدها، در کنار محاسبات سیاسی و امنیتی، بر تصمیم دشمن اثر میگذارند. در چنین چارچوبی، هیچ سلاحی بهتنهایی تعیینکننده سرنوشت جنگ نیست. حتی تسلیحات پیشرفته نیز در محیط عملیاتی با محدودیتهای فنی، اطلاعاتی و راهبردی روبهرو هستند. از موضع قدرت، پیام اصلی برای هر طرفی که گزینه نظامی را بررسی میکند، این است که ارزیابی هزینه و فایده حمله به ایران باید همه پیامدهای احتمالی آن را دربرگیرد. قدرت بازدارندگی زمانی تقویت میشود که توان دفاعی کشور واقعی، پایدار و قابل اتکا باشد و تصمیمگیران خارجی نتوانند موفقیت عملیات نظامی را تضمینشده فرض کنند.
۵. الزامات تثبیت برتری دفاعی
برای تبدیل تجربه جنگ به قدرت راهبردی پایدار، چند اصل اهمیت اساسی دارد:
ارزیابی مستقل عملیات: سنجش دقیق خسارتها و نتایج واقعی حملات، بدون اتکای انحصاری به روایت هیچیک از طرفین. تقویت خوداتکایی فناورانه: توسعه دانش، زیرساخت صنعتی و ظرفیت تحقیقاتی برای کاهش آسیبپذیری در برابر برتری فناوری خارجی.
افزایش تابآوری ملی: کاهش اثر حملات احتمالی بر زیرساختهای حیات ی و تداوم فعالیتهای ضروری کشور.
تصمیمگیری مبتنی بر شواهد: تفکیک دستاوردهای اثباتشده از ادعاهای تأییدنشده برای جلوگیری از برآورد نادرست توان دشمن یا ظرفیت خودی.
این اقدامات، قدرت دفاعی را از سطح نمایش قابلیتها به سطح توانایی پایدار برای مقابله با تهدید ارتقا میدهند.
جمعبندی راهبردی
قدرت نظامی آمریکا و برخورداری آن از بمب سنگرشکن GBU-۵۷ واقعیتی فنی است؛ اما این واقعیت به معنای تضمین پیروزی در برابر ایران نیست. نتیجه هر رویارویی به مجموعهای از عوامل نظامی، اطلاعاتی، صنعتی و سیاسی وابسته است. از موضع قدرت، ایران میتواند بر ضرورت دفاع مستقل، افزایش تابآوری و بهرهگیری از دانش و تجربه عملیاتی تأکید کند. در عین حال، اعتبار راهبردی زمانی افزایش مییابد که ادعاهای مربوط به موفقیتها و دستاوردهای نظامی بر شواهد قابل اتکا استوار باشند.
پیام نهایی: امنیت ایران بر توانایی شناخت تهدید، حفظ آمادگی، تقویت ظرفیتهای بومی و تحمیل محاسبات پیچیده به هر مهاجم احتمالی استوار است. هیچ سلاحی بهتنهایی سرنوشت جنگ را تعیین نمیکند؛ آنچه اهمیت دارد، توان یک کشور برای حفظ قدرت دفاعی، استمرار عملکرد ملی و جلوگیری از تحقق اهداف راهبردی دشمن است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید